شما توانایی حلِ هر مشکلی را ندارید. در برنامهٔ امروز، نانسی ثابت میکند که چرا وانمود کردن به اینکه میتوانید با سعیِ خودْ موقعیتها را عوض و یا خود را از مشکلات نجات دهید بیهوده است.
اگر میخواهید خدمت پرثمری برای مسیح داشته باشید، از خوشخیالی بپرهیزید. نانسی معتقد است که درست در زمانی که روحالقدس کار میکند تا باعث برکت شود، شیطان دخالت میکند تا ویران کند.
هرآنچه که خدا به شما داده است، میتواند در جهتِ بنای ملکوت او بکار گرفته شود. در دعوت کردن دیگران جهت استفاده از منابع شما قدرتی نهفته است که آن را باید کشف کنید.
آیا در خدمت خود به خداوند، با موانع مواجه میشوید؟ در برنامهٔ امروز، نانسی میگوید: «هرگاه احساس میکنید که موانعِ پیشآمده نمیگذارند پیش بروید، شاید به این دلیل باشد که خدا در حال تغییر جهت خدمت شماست تا بیشتر ثمر آورید.»
دعای ربانی با «آمیــن» به پایان میرسد. چه اختتامیهٔ زیبایی! با «آمین» گفتن، من و شما نشان میدهیم که با آنچه که در دعا گفته شد، موافقیم، آن را تأیید میکنیم، و خود را در آن شریک میدانیم. این روندی است که در سرتاسر عهد عتیق و عهد جدید به چشم میخورد. گفتن «آمین» نشان میدهد که ما یک تماشاچیِ محض نیستیم، بلکه در دعاهای سایر ایمانداران خود را سهیم دانسته و با آنها مشارکت داریم.
ثروت، جلال، و شکوهِ ما به مانند علفی است که پژمرده میشود. پس هیچیک جاودانی نیست. اما خدا و آنچه او هست، ابدی است. هیچ چیز و هیچکس نمیتواند از عظمت و بزرگی خدا ـ آن پادشاه پادشاهان و سلطان مطلقِ آسمان و زمین ـ بکاهد، و یا اینکه او را از سلطنتش معزول کند. ملکوت و قدرت و جلال تا ابد از آنِ اوست.
در «دعای ربانی» مسیح ما را آموخت تا بگوییم: «... جلال ... از آن توست.» واژهٔ عبری «جلال» معنی «سنگین» یا «وزین» میدهد و برای توصیف کسی بکار برده شده که از شخصیتی تأثیرگذار و شایسته برخوردار است. این واژه گاهی هم معنای «زیبایی و شکوه» میدهد و به کسی اشاره میکند که والامقام و بلندمرتبه است؛ طوری که همه با تکریم و احترام خاصی با او رفتار میکنند. آیا نحوهٔ زندگی من و شما جلال خدا را به نمایش میگذارد؟
با اقرار به اینکه «... قدرت ... از آنِ توست،» ما میپذیریم که قدرت خدا نه انسانی است و نه قابل تصور برای ذهن کوچک انسان. قدرت خدا قدرتی است بیهمتا و غیر قابل قیاس با هر قدرت دیگری. قدرت خدای قدوس، قدرتی است عاری از هر نوع فساد و خرابی. قدرت او بالاتر و والاتر از همه چیز و همه کس است.
برای افرادی که تمایل دارند بر همه چیز و همه کس و هر اتفاقی کنترل داشته باشند، «ملکوت [یا پادشاهی] از آن توست» این پیغام را میدهد: «ملکوت از آنِ شما نیست. پادشاهی و سروری به شما تعلق ندارد. کنترل در دست شما نیست. شما خدا نیستید.» هرگز فراموش نکنید که مسیحْ خدای خدایان و پادشاه پادشاهان است. و هیچ نیرویی [چه انسانی و چه روحانی] نمیتواند با قدرت او برابری کرده و او را از تخت سلطنتش به زیر بیفکند، زیرا که ملکوت و قوت و جلال تا به ابد از آن اوست.
آیا واقعاً میخواهید از شرِ تاکتیکهای شریر رهایی یابید؟ یا اینکه هنوز به دنبال مجوزی هستید تا با گناه بازی کنید، آن را بچشید، و با آن سازش نمایید؟! هرگز فراموش نکنید که عیسای مسیحْ رهاییدهندهٔ اعظمِ ما از شریر است. او «سردار لشگرِ» ماست که در جنگهایمان، ما را به سوی پیروزی رهبری میکند. پس با کلمات: «ای خداوند، ما را از شریر رهایی بده،» به او چشم بدوزید، بر او تکیه کنید، و اعتماد خود را بر تنها کسی بنهید که رهاییدهندهٔ عظیم شماست.
تا زمانی که ما در این دنیای سقوط کرده هستیم، در زندگی مسیحی خود، هم با «وسوسه» روبرو خواهیم شد و هم با «آزمایش». شیطان ما را وسوسه خواهد کرد تا گناه کنیم. ولی خدا هم ما را در شرایطی قرار خواهد داد تا ایمانمان آزموده شود. هنگامی که در وسوسه میافتید، نگویید: «خدا مرا وسوسه کرده است.» خدا هرگز ما را به گناه نمیکشاند. اما خدا ما را امتحان کرده، و ما را در آزمایشها قرار میدهد.
عدم درکِ عُمقِ بخششِ خدا و دست کم گرفتن فیضِ عفو کنندهٔ او میتواند ما ـ ایمانداران حقیقی ـ را به اسارت سوق بدهد. ولی خدا میخواهد ما آزادیِ حاصل از بخشوده شدن را عمیقاً تجربه کنیم؛ یعنی آن آزادی که ما را از هرگونه حس تقصیر میرهاند. چــــرا؟ چون مسیح جریمهٔ گناه ما را پرداخت کرده، او دِینِ ما را ادا کرده، و ما را از نتیجهٔ هولناکِ گناه، آزاد کرده است. جلال بر این نجاتدهندهٔ مبارک!
ما نیاز داریم که با خدا هم نظر شده، گناه را گناه بنامیم. ما باید ـ با فروتنی و صداقت ـ گناهمان را به اسم بپذیریم و آنها را در حضور خدا اعتراف کنیم. همواره باید به خاطر داشت که «هر کس که گناه خود را اعتراف کند و ترک نماید، رحمت خواهد یافت.» پس میتوان دعا کرد و گفت: «ای پدر، قرضهای ما را ببخش».
بخشش نشان میدهد که چقدر به بلوغ روحانی دست یافته، و به شباهت مسیح درآمدهایم. اما اگر افرادی را که به ما بدی کردهاند ـ مثل یک گروگانِ زندانی ـ در فکر خودمان اسیر نگه میداریم تا بدین وسیله آنها را شکنجه دهیم، در واقع، نشان میدهیم که تمایلی برای بخشیدن آنها نداریم. به این ترتیب، بر ظرفیت خودمان برای دریافت بخشش خدا اثر بد میگذاریم. شاید مهمترین دلیلی که بسیاری نمیتوانند بخشش خدا را تجربه کنند، این است که درون قلبشان نسبت به کسی، عدم بخشش یا کینه دارند.
با اقرار به اینکه «... قدرت ... از آنِ توست،» ما میپذیریم که قدرت خدا نه انسانی است و نه قابل تصور برای ذهن کوچک انسان. قدرت خدا قدرتی است بیهمتا و غیر قابل قیاس با هر قدرت دیگری. قدرت خدای قدوس، قدرتی است عاری از هر نوع فساد و خرابی. قدرت او بالاتر و والاتر از همه چیز و همه کس است.