بررسیِ داستان روت ثابت میکند که مقدس و خداگونه زندگی کردن در دنیایی که معیارهای آن با معیارهای خدای راستین تفاوتهای فاحش دارد، واقعاً امکانپذیر است. داستان روت به ما نشان میدهد که خدا حتی در دنیای فاسد و مخدوشی که اخلاقیاتِ آن هر روز بیشتر رو به نابودی میروند، حضور دارد. او نخوابیده، بلکه زنده و فعال، در حالِ پیش بُردنِ نقشهٔ خودش میباشد.…ادامه مطلب
اگر از به یادآوردن گذشتهٔ خود رنج میبرید، با نگاهی به نسبنامهٔ مسیح و اسامی ذکر شدهٔ در آن، خواهید دید که خدا قادر است که اتفاقاتِ تلخ زندگیتان، کارهای اشتباهی که انجام دادهاید، و همهٔ آنچه دیگران بر سر شما آوردهاند را به کار بگیرد تا شما را از اسارتِ شرم و تلخیهای گذشته آزاد کرده و در شما جرقهٔ امید بیافریند.
در بین همهٔ جلوههای محبتْ که در کتابِ روت به آنها اشاره شده است، آنچه که به صورتی بسیار برجسته در این داستانِ عاشقانه به چشم میخورد، عشق و محبتِ باور نکردنی و شگفتانگیزِ خدا نسبت به قومِ خودش است؛ عشق و محبتی که در وسطِ درماندگیها و شرایطِ دشوار زندگیِ ما، به صورتی بسیار خاص، ملموس است.
حبقوق، کسی که «میستیزد و کشتی میگیرد،» تبدیل به کسی شد که «در آغوش میگیرد». او از بحث و جدال با خدا شروع کرد. سپس به جایی رسید که با ایمان خدا را در آغوش گرفت، خدایی را که تنها امید خودش یافت.
اگر در زندگی خود با موانعی روبرو میشویم که نمیتوانیم از آنها عبور کنیم.، اگر در مقابله با وسوسهها خود را کاملاً ناتوان و عاجز میبینیم.، و اگر قادر به ادامه دادن نیستیم، ضعف خود را به حضور او آورده از او بطلبیم تا با روحالقدسی که در ما نهاده است ما را قوتِ پایداری ببخشد. او قادر و مایل است تا پاهایی مثل پاهای آهو به ما ببخشد و ما را [جستان و خیران بر مشکلات و سختیها] خرامان و پیروز گرداند.
برنامهٔ امروز نشان میدهد که زندگی ایمانْ شادی در خداوند را هر روز و در هر لحظه تجربه میکند. در زندان، پولس و سیلاس این شادی را با سرود خوانی نشان دادند.این نوع شادی بر ایمان و اعتماد بر خدا و بر حاکمیت او بنا شده است. در سختیها، دعا کنیم تا خدا ما را قدرت دهد تا شادی را انتخاب کنیم.
هرگاه زندگی خود را تنها بر خداوندی بنا کنید که صخرهای محکم، بدون جنبش، و تغییرناپذیر است، شما نیز به مانند حبقوق، حتی اگر بر خرابهای از ویرانهها بنشینید، با شادی و اطمینان به خداوند سرود خواهید خواند. شما نیز با اعتماد به او، و با شکرگزاری، تمام داشتهها و نداشتههای خود را از سوی او و برای جلال او خواهید دانست.
اگرچه ما زندگی زمینی خود را در آه و ناله و درد سپری میکنیم، اما مشتاقانه در انتظاریم تا خدا داستان را آنطور که گفته به پایان برساند. خدا عدالت را برقرار خواهد سازد، نجات خود را در زمین به اجرا خواهد گذارد، و ما را از این بدنهای ضعیف، ناتوان، و فانی آزاد خواهد ساخت. ما با اشتیاق در انتظار آن روز هستیم.
آنچه خدا در زندگی قوم خود میکند نه صرفاً به جهت راحتی و یا برآورده کردن آرزوهایشان است، بلکه به منظور نجات دادنشان میباشد. خدا با تقدیس کردن ما از گناهانی که روز به روز با آنها روبرو میشویم، ما را برای رسیدن به روزی آماده میسازد که در حضور ابدی او، نه فقط از وسوسه و قدرت گناه آزاد شویم بلکه از حضور آن نیز نجات پیدا کنیم.
خدای غیور و قدوس که از گناه خشمگین و غضبناک میشود، خدای رحمت نیز میباشد؛ خدایی که با وجود خشم و ضدیتی که نسبت به گناه و گناهکار دارد، اما آنقدر ما را دوست دارد که در جهت نجات دادن ما از داوریِ مهلکِ خودش پسر خود را فدا میکند. خدای ما هم خدای «داوری» است و هم خدای «نجات» زیرا هم «عادل و قدوس» است و هم «رحیم و فیاض». اگر فقط یک جنبه را اعلام و مورد تأکید قرار دهیم، در حال تحریف انجیل نجاتبخش هستیم!
"آیا دعا فراتر از فهرستی از درخواستهای ماست؟ حبقوقِ نبی یاد میگیرد که در دعا کردن از سطحینگری دست برداشته، و قدمهایی فراتر بردارد.
دعای او حاصل ماندنش در حضور خدا بود. دعای حبقوقِ نبی واکنشی بود به رؤیایی که از خدا دریافت کرده بود؛ رویایی که توسط آن، خدا بار سنگینی بر دوش حبقوق نهاده بود.
"
خدایی که ما را نجات میدهد، ما را رها نکرده تا زیستن مثل یک مسیحی را با قدرت انسانی و دست و پا زدن عملی کنیم. تا زمانی که در این جسم به سر میبریم، ما زندگی مسیحی را فقط با ایمان به مسیح [و تنها ایمان به مسیحْ]، به قدرت، و به هدایتهای او زندگی میکنیم.
در دوران عهد عتیق، یک سرباز بر برج دیدبانی میایستاد تا مراقب نزدیک شدن دشمنان باشد. حبقوق نیز بر برج دیدبانی خود ایستاد. در درس امروز نانسی به ما میآموزد که ما چطور میتوانیم بر برج دیدبانی خود بایستیم.
کتابمقدس میگوید که خدا مستقیماً با انبیای عهد عتیق سخن میگفت. اگر امروز، من و شما انتظار داریم که خدا با ما حرف بزند، ما نیز نیاز داریم که مردان و زنان کلام باشیم. کتابمقدس را نباید نادیده گرفت.
خدای غیور و قدوس که از گناه خشمگین و غضبناک میشود، خدای رحمت نیز میباشد؛ خدایی که با وجود خشم و ضدیتی که نسبت به گناه و گناهکار دارد، اما آنقدر ما را دوست دارد که در جهت نجات دادن ما از داوریِ مهلکِ خودش پسر خود را فدا میکند. خدای ما هم خدای «داوری» است و هم خدای «نجات» زیرا هم «عادل و قدوس» است و هم «رحیم و فیاض». اگر فقط یک جنبه را اعلام و مورد تأکید قرار دهیم، در حال تحریف انجیل نجاتبخش هستیم!
اگر من و شما بذرخودخواهی، بهرهکشی، بیعدالتی، و خشونت را بکاریم، همان را درو خواهیم کرد. آنچه ما انجام میدهیم، یا به دور محور خدا میگردد و یا به دور محور خودمان؛ یا برای جلال خداست و یا برای جلال خودمان. هر که برای جلال خود بکارد، آن جلال به رسوایی و شرم تبدیل خواهد شد.